آی.وای.وای !!  

درخواست حذف این مطلب
داشتم خواب می دیدم در یکی از نمایشگاه های هنری aiweiwei ، هنرمند مشهور و معترض چینی با موضوع ' ن و کودکان' حضور دارم ! اثری که توجه ام رو به خودش جلب کرده بود : چیدمانی بود متشکل از مدل های زنده ی انسانی که در صفوف منظم ، یک مربع زنده رو تشکیل داده بودند ؛ مدل ها ن و کودکانی بودند با لباس های متحدالشکل ، ن پوششی ساده و سراسر سفید داشتند و کودکان که همه پسربچه بودند ، جلیقه شلوارهایی سیاه سفید بر تن داشتند . مدل ها به صورت : یک زن و یک کودک ، که دست هم رو گ

ادامه مطلب  

گلستان سعدی...  

درخواست حذف این مطلب
من کم‌کم دارم به اطمینان محض میرسم که من حتّی با تاریخ و ادبیات ایرانم حال نمیکنم.شاید قبلاً می‌ترسیدم قضاوت بشم که به زبون نمی‌آوردم. ولی خیلی وقته که واقعاً واسم مهم نیست. به چند دلیل:اولاً مطمئنن خودمو بیشتر از هر !!! دیگه‌ای دوست دارم و دنبال چیزی که حالمو خوب کنه و بهم انرژی مثبت می‌ده میرم. دقیقاً چیزی که توی تاریخ و ادبیات ایران پیدا ن !!! . حالا متاسفانه یا خوشبختانه، هر چیزی که تِم انگلیسی داشته باشه حس خوب بهم میده و حالمو خوب میکنه.

ادامه مطلب  

چشم چپ  

درخواست حذف این مطلب
همین الآن که دارم اینو می‌نویسم در حال تجربه !!! یکی از وحشتناک‌ترین اتفاقات زندگیم هستم.من چشمام یکم ضعیفه و دور رو خوب نمی‌بینم. به همین دلیل اکثر مواقع لنز تو چشمامه. ولی هیچوقت با نزدیک مشکلی نداشتم و درک نمی !!! که ممکنه یه چیزی نزدیک باشه و درست دیده نشه. حدود یک ساعت پیش رفتم دندون پزشکی که دندون شماره ۵ بالا سمت چپمو عصب کشی و پر کنم. !!! آمپول بی‌حسی رو زد و کارشو انجام داد. اما فکر کنم بیحسی رو زیاد زد و تا پلک پایینم بی‌حس شد. الآن که اوم

ادامه مطلب  

کاش ولمون می‌ !!! ...  

درخواست حذف این مطلب
از رو مخ ترین افراد دنیا (بعد از بچه‌ها، فامیل و فمینیست‌های ایرانی) اینایی هستند که تو مهمونی‌ها و دور همی‌ها میان بلندت میکنن ب ی. مخصوصاً که طرف مستم باشه! مخصوصاً این پسرایی (یا مر ) که سه‌تیغ میکنن، لپاشون گل می‌ندازه، بعد خودشون انقدر شلگ‌و‌تخته میندازن اون وسط تا خیس عرق میشن و همیشه از کنار گوششون عرق داره چکّه میکنه. اینایی که همیشه دست به آ-لت میان مهمونی و با کل مهمونا هم می‌خوان ب ند. هی دور می‌چرخند ملتو بلند میکنن ب ند. همونا

ادامه مطلب  

ترکیب رنگ  

درخواست حذف این مطلب
سلام دوباره به دوستانی که معترض هستند که من دیر به دیر میام عرض کنم خواهشا درک کنید. وقت خیلی کمی دارم و خستگی هم اجازه زیاد تایپ !!! نمیده ولی بازم چشم تا جایی که بتونم سریعتر موضوعاتو توضیح خواهم داد بریم سر ترکیب رنگ ها اول خی !!! ونو راحت کنم که ترکیب رنگ ها در تولید انبوه زیاد استفاده ای نداره و بیشتر به درد سنگ های خشن میخوره. گفته بودیم که 90 درصد سنگ !!! سیمانی یعنی کفپوش که الان 90 درصد پیاده روهای شهر های بزرگ و پارک ها هم سمنت پلاستیه. اگه تو

ادامه مطلب  

آ !!! ین سال وروز از دهه سوم زندگی  

درخواست حذف این مطلب
سلام به دوست جونیای عزیزمهمیشه فکر می !!! سی ساله ها چطورین وچه طور میگذرونن چقدر بزرگن الان که این روزهارو گذروندم باورم نمیشه که انقدر زود گذشته من که اصلا تو قید وبند سن وسال نیستم خیلی درگیر عددوارقام نمیشم ولی وقتی نزدیک تولدم میشه یه حسی یه سنگینی رو دلم میافته چندروز قبلش همش تو فکرم همیشه دلم میخواست تا این سن دیگه جدا از مادروپدر باشم وزندگی خودمو داشته باشم ولی تا الان که پیش نیامده ودارم روزهای خوب پاییز رو سپری میکنم و برای خودن ک

ادامه مطلب  

مهمونی دوم ما  

درخواست حذف این مطلب
آ !!! هفته خوش گذشت. 5 شنبه قرار بود بریم !!! ید با سیگما. مامان به عنوان کادوی پاگشام و کادوی دفاع !!! م، یه پولی بهم داده بود و گفته بود برو آباژور پذیرایی یا از این ظرف تزیینیا ب !!! . تصمیم گرفته بودم آباژور ب !!! م. فعلنا دلم نمیاد پول زیاد بدم واسه ظرف تزیینی. اون باشه وقتی سنم زیاد تر شد. فعلا همین ظرفای ویترین و گلدونای جهیزیه بسه فعلا چند جا آباژور دیده بودم و نپسندیده بودم. به این نتیجه رسیدیم که بریم لاله زار که بورسشه و اونجا دیگه حتما پیدا کنی

ادامه مطلب  

۸۹۸  

درخواست حذف این مطلب
سلامهورااا هورااا تولد خودشه. تولد خود خودشدس بزنین شادی کنین. من اومدم هی هیبسه دیگه. قرتی بازی تموم.تو اون یکی اینستام تا حالا ع !!! سه تا کیک گذاشتم. خخخ کم کم دارم گندش رو در میارم. سیل تبریکات همچنان ادامه داره و من بسیار مشعوفم. خوب واسم لذت داره انقد دوستان حواسشون بهم هست و محبت دارن و وقت میذارن. اما از طرفی از حالا تو فکر جبرانشونم. دیروز دوستم با خواهرش اومدن کافه. واسم کتاب آوردن. ناهار به پیشنهاد خودش رفتیم آ اس پ. یه رستوران تیپ مکزیک

ادامه مطلب  

78- خاطره از  

درخواست حذف این مطلب
نوجوان بودم و توی سرم هزارجور شرارت و جنگولک بازی.. دو سه روزی بود که از خونه بیرون نیومده بودم بخاطر شیرین کاریها و دسته گلهایی که همش به آب میدادم.. سره محمود بیچاره رو ش !!! ته بودم و توی این چند روز مادرش بدجور توی کمینم بود.. بخاطر همین یه جورایی توی خونه زندانی بودم  طوری که برای رفتن به مدرسه مثل یوزپلنگ ها نامحسوس رفت و آمد می !!! .. اما حالا دیگه تقریبا آبها از آسیاب افتاده بود و داشتم میرفتم تا از اون کتاب گریددانگلیش رو بگیرم.. اون هم قو

ادامه مطلب  

حرفهایی از اینطرف و اونطرف!  

درخواست حذف این مطلب
سلامخوبید؟کامنتها رو هنوز تایید ن !!! .ولی به زودی جواب میدمشون.نمیدونم هورمونهای نه شما چه مدلی هستن،ولی مال من که خیلی ادا اطوار دارن!یعنی از یه هفته مونده به زمان یم،همه چی به هم میریزه و اخلاقم سگی میشه و دل نازک میشم و همه غم و غصه ها و مشکلات گذشته و حال و آینده میان سراغم و من حس میکنم بدبخت ترین آدم دنیام!!!!آها یه چیزم اینجا بگم.چندتا از دوستان چندبار خصوصی بهم گفتن باید یه کم تو حرفهات رعایت کنی و مثلا برای دوره ماهیانه،یه چیز دیگه بگی ک

ادامه مطلب  

یکم قاطی !!!  

درخواست حذف این مطلب
ی انتقاد  شایدم پیشنهاد   از همه آدمای رو کره زمین  الان با دیدن این کامنت یاد این جمله افتادم ک میگفت آدما تا کارشون نیفته pm نمیدن واقعا دارم ب درست بودنش پی بردم  منی ک مائده باشم نمیخوام بگم من خیلی حالیمه عاقلم ن اصلا ولی ی چیزی هست ک ادمو میسوزونه خدا !!! ی خیلی قشنگه ک ادم تو زندگیش 5تا آدم داشته باشه جای 10تا و اما اما اما همیشه ب یادشون باشه اونا ام باشن همچین ادمایی کم شدن( اینا ک گفتم  عقده نیس و  صرفا واسه اون دوست محترم نوشتم فقط)   ی چن

ادامه مطلب  

کامنت یکی از دوستان  

درخواست حذف این مطلب
ممنون بابت حوصله ای به !!! ج میدی دلاک عزیز .. میدونم مشکل من جدی تر از این حرفاس خودم شخصیت خیلی اروم کوتاه بیایی داشتم و چون هفده ساله ازدواج !!! و بچه سال بودم هیچ وقت جدی گرفته نشدم .. من الان 15 ساله ازدواج !!! وبا همسرم ده ساله اختلاف سنی دارم .. همسرم برای خوردو خوراک و پسرام هیچی کم نمیزاره ولی برا خودمم کم نمیزاره وهمچینم غرق نعمت و !!! ج نمیزاره باسه کلا !!! ج !!! برای من محدوده چهارماهی یهبار باغرورلند کیفی کفشی چیزی ب !!! م .. برامن !!! ج ماهانه نم

ادامه مطلب  

دستور تهیه ترشی گل کلم مخلوط در خانه  

درخواست حذف این مطلب
آموزش تهیه ترشی و دستور تهیه ترشی گل کلم مخلوط در خانهطرز تهیه ترشی گل کلمبین ترشی های که هر ساله تهیه می شود و روی سفره های ایرانی قرار می گیردترشی گل کلم نقش ویژه ای دارد مخصوصا اگر کلم ها درشت و ترد باشند .بهتر است در ابتدا سیب + هویج و ساقه های کرفس را شسته و در سبدی قرار داده تا آبش برود.سیب ها را نصف کرده و هسته آن را خارج کنید.سیب ها را می توانید به هر اندازه ای که مایلید !!! د کنیدآنگاه هویج های پوست گرفته شده را با ساقه کرفس حل

ادامه مطلب  

داستان کوتاه ایا من !!! م  

درخواست حذف این مطلب
ایا من !!! م؟؟ !! . یکی از برادران اهل سودان مقاله زیبایی نوشت تحت عنوان "آیا من !!! م؟"  ایشان برای بیان این مطلب به دو رخداد که برای او پیش آمده است اشاره می کند . رخداد اول: او می گوید: زمان امتحانات پزشکی من در ایرلند بود، و مبلغی که برای امتحانات می بایست پرداخت می !!! 309 پوند بود، در صورتی که !!! د نداشته و من مبلغ 310 پوند را پرداخت نمودم، امتحانات خود را دادم و بعد از گذشت زمان در حالی که به کشورم سودان برگشته بودم .....  در آن هنگام نامه ای دریافت نمود

ادامه مطلب  

توصیه‌هایی در مورد اتاق کودکان  

درخواست حذف این مطلب
 توصیه‌هایی در مورد اتاق نوزادان  نکته‌هایی در مورد اتاق کوچولوها:  زمانی نوزادان نوپااند، یعنی تقریبا یک الی سه سال دارد و استارت به راه رفتن کرده، می بایست با اتاق کودکی وی با ایراد روبرو می شوید. کوچولو شما در این سن دلش می‌خواهد حرکات بشخصه داشته باشد، قصد دارد شیطنت کند و رشد حرکتی او هر روز افزایش می یابد.کودک در اینزمان دوست دارد آزادانه حرکت کند و از دیدن استقلال خود لذت می‌برد. شما باید فضایی برای گسترش !!! او فراهم کنید؛ جایی که ب

ادامه مطلب  

تماما مخصوص / عباس معروفی  

درخواست حذف این مطلب
نام کتاب: تماما مخصوص نویسنده : عباس معروفی   داستان از زبان شخصی ایرانی به نام عباس که در سال های اول بعد از انقلاب از ایران فرار کرده و تنها در برلین زندگی می کنه روایت می شود.شخصی که دچار نوعی استیصال و سردرگمی شده و هیچ چیز او را به حس رضایت و خوشبختی نمی رساند. در واقع گفتگوهای درونی و اتفاقات زندگیش رو در یک بازه ی چند ماهه از زبان خودش می خوانید. برداشت من از کتاب : عباس ایرانی رو مه نگار !!! که در جریانهای !!! – اجتماعی دهه شصت ایران، پس از !!!

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
مهمانی را رفتیم. خیلی خوش گذشت.به وضوح این اوا !!! کیفیت زندگی م بالا رفته است. کیفیت روابط، خوشی هایم و تفریحاتماین وسط یکی دو مورد ناراحت کننده هم پیش بیاید اهمیتی ندارد ها؟!.او معمولا ریش دارد. آن اوایل بخاطر من ریش گذاشت و کم کم خودش انقدر خوشش آمد که تا مجبورش نکنم ریش هایش را اصلاح نمیکند.هربار که ریش هایش را میزند مثل یک پسر بچه ی معصوم میشود!خب اغلب هم این اتفاق برای مهمانی ها و عروسی ها و اینها می افتد!بعد تمام مدت دارد لبخند های کشدار می

ادامه مطلب  

اندک خوشحالی های جدیدالنوع!  

درخواست حذف این مطلب
امروز چهار ساعت در !!! تنها بودم،در هوایی که خیلی چند نفره بود،دائما صدای جیغ و داد بچه های دبیرستانمان در گوشم میپیچید،اما فی هذا الوقت یک حیاط بزرگ بود و من.. با همان گوشی سه مگاپی !!! لی ام کلی ع !!! گرفتم،تنها قدم زدم،تنها فکر !!! و تنها لرزیدم،و از تنهایی ام کیف هم !!! ،برخلاف تصورم انقدرها هم بد نبود، !!! مالو وار شیرین بود و گس. چند روز پیش داشتم فکر می !!! چرا هیچ وقت با ذره بین به برف ها نگاه ن !!! که ببینم آن شکل های عجیب و غریب خوشگل که به برف ها نس

ادامه مطلب  

انجام پروژه دوم دیوید خفنمون♥♥  

درخواست حذف این مطلب
سلااام بچه هاااااااااواااای امروز فوق العاده بووودرووویایی،پر از شیطنت و !!! ابکاری،پر از خنده های از ته دلواقعا عاااالی بوووودخب بگم که !!! ب یاسی زنگ زد بهمداشت با گریه میگفت:سنا حالم خوب نیستعلوم هیچی نمیفهمممنم گفتم حقتههه حقتههه فک کنم هر چی فحش بلد بود به داودی داد خخخخلاصه رسیدیم مدرسه منم داشتم قربون داودی میرفتمخدا خدا می !!! حداقل از پشت پنجره ببینمشرفتیم تو سالن دیدمش خخخ خدااجووون قربوونت برمممبعد رفتیم !!! خونه برنامه داشتیما

ادامه مطلب  

دِیوید خفن  

درخواست حذف این مطلب
سلاااام بچه هااااامروووز بد نبوووودخوب بودا کلی خندیدیم ولی احتمالا چون داودی جون اصلا اعصاب مصاب نداشتن امرووزو اینکه کلیی امتحان و کااار داشتیم خیلی خوب نبوداول که رفتیم تو مدرسه داودی جونو دیدیم تو دفتراز پنجره داشت ماهارو دید میزدمنو سارا هم شروع کردیم از همون موقع قربونش رفتنرفتیم !!! خونه نشستیم تا برنامه شروع بشههنگامه اومد گفت بچه ها تحقیق علومو نوشتین؟یا ابلفضلللل کدووووم تحقیق؟؟؟نشونم داد یاسی زد تو گوشم گفت یی چرا نگفتی به

ادامه مطلب  

هدیه‌ای از جنس بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم  

درخواست حذف این مطلب
شنبه رفتم پیش !!! راهنمایم برای اصلاحیه پایان نامه. عجیب است اما بعد از ثبت نمره دارم پایان نامه ام را اصلاح می کنم. !!! های داور که هیچ کدامشان به خودشان زحمت ندادند به بنده اصلاحیه بدهند (یا اینکه پایان نامه ام این قدر عالی بوده که چیزی برای اصلاح !!! نیافتند p:) !!! خودم یک چند تا نوت روی آ !!! ین ورژن پایان نامه ام گذاشتند و برایم فرستادند. از ایشان یک کم دلخور بودم چون اولین نوت مربوط بود به بسم الله الرحمن الرحیم. نوشته بودند من فکر میکنم بسم الله ه

ادامه مطلب  

دستور تهیه ترشی گل کلم مخلوط در خانه  

درخواست حذف این مطلب
  آموزش تهیه ترشی و دستور تهیه ترشی گل کلم مخلوط در خانه طرز تهیه ترشی گل کلم بین ترشی های که هر ساله تهیه می شود و روی سفره های ایرانی قرار می گیرد ترشی گل کلم نقش ویژه ای دارد مخصوصا اگر کلم ها درشت و ترد باشند . بهتر است در ابتدا سیب + هویج و ساقه های کرفس را شسته و در سبدی قرار داده تا آبش برود. سیب ها را نصف کرده و هسته آن را خارج کنید. سیب ها را می توانید به هر اندازه ای که مایلید !!! د کنید آنگاه هویج های پوست گرفته شده را با ساقه کرفس حلقه حلق

ادامه مطلب  

طرز تهیه ترشی گل کلم  

درخواست حذف این مطلب
طرز تهیه ترشی گل کلم بین ترشی های که هر ساله تهیه می شود و روی سفره های ایرانی قرار می گیرد ترشی گل کلم نقش ویژه ای دارد مخصوصا اگر کلم ها درشت و ترد باشند . بهتر است در ابتدا سیب + هویج و ساقه های کرفس را شسته و در سبدی قرار داده تا آبش برود. سیب ها را نصف کرده و هسته آن را خارج کنید. سیب ها را می توانید به هر اندازه ای که مایلید !!! د کنید آنگاه هویج های پوست گرفته شده را با ساقه کرفس حلقه حلقه نمایید. گل کلم ها را حس و تمیز بشویید و بگذارید آب آنها بر

ادامه مطلب  

سلام، من سر صبحم! شما کجای شبی...؟#  

درخواست حذف این مطلب
یک چیزی هم بگویم، راست دیده‌امش. خامِ حرف‌های مردانی نشوید که از !!! زن حرف می‌زنند. نانش را می‌خورند. هنوز پیدا نکرده‌ام جواب این سؤال را، که قوه قضائیه برای چه باید خودش را درگیر مسائل اینچنینی د. یکی از پسرهای کلاسِ ما در بحثی که نزدیک بود به دعوا بکشد سعی داشت به من بفهماند «مهدی » سبک جدیدی از شعر را پایه گذاری کرده در ایران. حالا من نگفتم منظور از سبک جدید چه بود؟ محتوایی؟ اگر منظورش محتوایی‌ست، که باید بگویم شعرهای اروتیک (شاید هم !!! و

ادامه مطلب  

۱۶۵ دلم تنها،تنهاااا دلمممم  

درخواست حذف این مطلب
دیروز که ۸صبح بیدار شدم،دیگه خوابم نبرد‌‌.اصن روزایی که زود بیدار میشم خیلی سخت میگذره برام.غذا میخواستم خورش بامیه بزارم که دیدم گوشت خورشی نداریم و ماهیچه داریم.فکر کنم بالغ بر یه ساله این ماهیچه ها توو فریزره!هی میخواستم درستشون کنم هی تواناییشو در خودم نمیدیدم.ولی از اونجایی که بعد مهمونی شام اعتماد به نفسم رفته بالا دیگه دیروز ماهیچه گذاشتم اصن باقلوا.یعنی وای وای:دیصبحی هم توو گروه فامیلی م خطاب به اون م نوشته بود که وااای بیا که از

ادامه مطلب  

زنده گی نامه فردوسی  

درخواست حذف این مطلب
تحقیق درباره فردوسی نویسنده : مقدمه: حکیم ابولقاسم حسن ابن علی طوسی معروف به فردوسی(حدود319تاحدود397هجری شمسی) شاعرحماسه سرای ایرانی وگوینده شاهنامه فردوسی با پنجاه هزاربیت بروزن( فعولن فعولن فعولن فعل(فعول)) که مشهورترین اثرحماسی فارسی است وطولانی ترین منظومه به زبان فارسی تازمان خود بوده است که تقریبا سی سال به طول انجامید . فردوسی درشاهنامه ازدودمانهای پادشاهی پیشدادیان وکبانیان واشکانیان وساسانیان نام برده است. آثاردیگری نیزبه فردوسی

ادامه مطلب  

و این گونه شد که من تونستم  

درخواست حذف این مطلب
به نام خالق خنده بعضی ادما بهت فوش هم که میدن میچسبه؟! تا حالا فکر کردی چرا بعضی ادما انقد به دل میشینن؟؟ یه سری ادما انگار خدادادی خوش زبون ب دنیا اومدن...اصن وقتی یه چیزی میگن که ممکنه با شنیدنش از دهن یه ادم دیگه ناراحت شی دلتو خط خطی نمیکنه هیچ به دلتم میشینه نمیدونم باید واسه اینده خط و نشون کشید یا این اینده اس که واسه ما خط و نشون میکشه ولی یه چیزیو خوب میدونم هر چقدم که تو تقلا کنی داری میری جلو جایی که سرنوشت داره میبرتت...نمیخوام باز واس

ادامه مطلب  

بارون  

درخواست حذف این مطلب
امروز یه روزی بود که با صدای اذان صبح شروعش !!! حس خیلی قشی بود حس می !!! خدا داره صدام میزنه وقتی در حین اذان گفتن چشمامو باز !!! وقتی وضو گرفتم و چادر !!! مو پوشیدم و ازته دلم خدا رو صدا زدم  بعدشم  نشستم سر درس ولی خیلی هوا سرد بود خوابم برد تا ۶صبح  ولی بعدش دیگه نخو دم  و تا ظهر بکوب خوندم طوری که چشمام داشت از کاسه بیرون میزد  هییی خدا دوتا چشم قشنگ داشتیم اونم کور شد رفت خخخخخ بعدشم بعد ناهار خاستم درس بخونم سر کتاب خوابم برد وای که خواب سر کتاب

ادامه مطلب  

ابن روزای شلوغ من..  

درخواست حذف این مطلب
روزای گذشته روزای بدی نبودن... هر چند که بدی های خودشون داشتن  عالی شاید نبودن اما بی انصافیه بگم بد بودن... انقدر اتفاقات مختلف افتاد که نمیدونم از کجا ها دقیقا بنویسم...از شمال اومدن ..از !!! ..از مریضی..از این تصمیمات..از فال قهوه یهویی...گشت و گذار ها و در ها...خونه نبودن بابا....رژیم...قدم زدنای صبحگاهی..ایران اومدن بیتا و اولین بار بعد 30 سال دیدنش و برگشت دوبارش به امریکا...همه چیز در هم بود... روزای شلوغی بود...بخوام بدیاشو بگم از خوبیاش بیشتر میشه...ا

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
‎مدرسه ای که بودم خیلی دختر قوی بودم . از آسمون سنگم میبارید با جون و دل درسمو میخوندم که فرداش تو مدرسه بھترین باشم.‎ھیچ وقت یادم نمیرہ سال اول دبیرستان برای این که نفر دوم کلاس و سوم پایه شدم چقدررررر خج !!! کشیدم ! فک می !!! الان از چشم ھمه افتادم از چشم معلما بچه ھا ، مامانم ! شاید باورتون نشه اما انقدر دنیام کوچیک بود که ھمه غصم این بود که چطوری یه ترم باقی موندہ رو طاقت بیارم وقتی ھر وقت که از جلو برد رد میشم اسمم به عنوان نفر سوم رو برد! ‎انق

ادامه مطلب